رندوانه

متن مرتبط با «گلایه» در سایت رندوانه نوشته شده است

گلایه

  • نیلوبلاگ

    طاها توی ماشین، کنار پنجره، توی بغل مادرش نشسته بود. ماشین از روی هر دست اندازی که رد میشد، سرش می خورد به پنجره ی ماشین. بالاخره لب به اعتراض باز کرد که: «بابا! این کله ی من ها، پوکید!» تصمیم گرفتم برم خیلی جدی با خدا صحبت کنم، بهش بگم که «بابا! این دل من ها، پوکید!»...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    گلایه محسن ابراهیم زاده | گلایه از روزگار | گلایه از دوست | گلایه از خدا | گلایه از زندگی | گلایه های عاشقانه | گلایه داریوش | گلایه چت | گلایه های دلم |