آن وقت می گویند تو کرامت نداری! از این روشن تر که با یک «مسخره» گفتنام همه چیز زیر و رو می شود؟!
دیشب تاریخ را چک کردم؛ ۲۹ مهر بود! بعد نگاهی به زمین خشک کردم و آسمان صاف، و زیر لب گفتم: «مسخره!»
نه، نگفتم؛ فقط از ذهنم گذشت. حتی از ذهنم هم نگذشت، جایی درون قلبم این حس به وجود آمد که: «مسخره!». حتی به زمین و آسمان هم نگاه نکردم، چیزی درون خیالم جابجا شد.
یادم باشد امشب قبل از خواب، اگر دیدم دارد سیل به راه میافتد، به آسمان اخم کنم و بگویم: «بسه دیگه! شورش رو در نیار!»
برچسب:
نویسنده: مهراد خوشنام